X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
لطفا از آدرسِ SJ69.IR استفاده کنید... ممنون...

عناوین یادداشت‌ها 

  • من بهش ایمان دارم (شنبه 3 شهریور 1397 21:34)
    دست نوشته شماره 119 نوشته شده توسطِ اس جی خسته ای !!! می دونم ... از این زندگیِ پُر از افسردگی !!! از این زندگیِ پُر از اشتباه، پُر از عذاب وجدان ... از اونی که معرفت می ذاری پاش و می بینی تهش میشه دشمن، از چیزایی که هیچوقت فکرش هم نمی کردی ببینی ... راست میگه، "من اینا رو چطوری از ذهنم پاک کنم !!؟" پاک...
  • نمی دونم باورش دارم یا نه !!؟ (شنبه 13 مرداد 1397 00:00)
    دست نوشته شماره 118 نوشته شده توسطِ اس جی تقدیر، این تنها کلمه ایه که نمی دونم باورش دارم یا نه !!؟ یه روز با خودم زیاد که فکر می کنم میگم مگه میشه آدم یه خطی رو راه بره که از قبل واسش مشخص کردن، نه پس اینکه میگن این توی تقدیر و سرنوشتِ تو نوشته شده، اشتباهه !!! اما بعضی وقت ها که خوب به محیط اطرافم، آدماش، حتی روزهای...
  • کاش علی (ع) بود (دوشنبه 31 اردیبهشت 1397 01:06)
    دست نوشته شماره 117 نوشته شده توسطِ اس جی مجبوری قرص بخوری !!! لعنت به دکترایی که تو رو خواب می کنند !!! لعنت به قرصایی که تو رو ذره ذره آب می کنند !!! وقتی یکسره از فقر و خیانت و دروغ و این جور چیزا میگی و کسی گوشش بدهکار نیست، تهش میشه همین، مجبوری قرص بخوری !!! مجبوری فراموش کُنی ... دیگه دکتر از اخبار هم مَنعِت می...
  • گمنام تر از شهدای گمنام (دوشنبه 13 فروردین 1397 22:22)
    دست نوشته 116 نوشته شده توسطِ اس جی نمیدونم، چه اصراری داری به برگشت به گذشته ؟؟! کی میگه گذشته از حالِ تو بهتره ؟؟! چرا نمی خوای قبول کنی !!! چرا تخمه، سفیدیِ دود، خیره شدن به لامپ چراغ و ساعت های هدر رفته !!؟ چرا کوچیک کردنِ تو در برابر اونایی که می دونی چقدر کوچیک اند !!! یادت که نرفته ؟؟؟ حتماً باید واست چند بار...
  • تو رو یه دلقک می بینند (سه‌شنبه 17 بهمن 1396 15:32)
    دست نوشته شماره 115 نوشته شده توسطِ اس جی هیچ خوشم نمیومد ازش، یه جوری بود ... از همون روزای اول کاملاً مشخص بود به معنای واقعی یه پیچوننده بود !!! اولین بار وقتی اشتباهِ خودشو گردنِ من انداخت و با اون نگاه های مسخره اش خیره شده بود بهم، همونجا فهمیدم کارمون به مشکل می خوره باهاش ... وقتی ازم می خواست برگه ای رو امضاء...
  • جونی واسه جنگیدن ندارم !!! (سه‌شنبه 28 آذر 1396 21:43)
    دست نوشته شماره 114 نوشته شده توسطِ اس جی درست !!! دلم تنگ شده، واسه فکر های قدیم، آرزو های قدیم، انگیزه و تلاش های قدیم، دلم تنگ شده واسه روزایی که تنها بودم ولی پُر از انگیزه، تنها بودم ولی پُر از اُمید، پُر از نگاه به آینده و فکر به فردا های بهتر ... می دونم، حتی واسه بغض های اون موقع دلم تنگ شده ... واسه وقتی که...
  • تُف توی این آدمیت ... (چهارشنبه 10 آبان 1396 21:28)
    دست نوشته شماره 113 نوشته شده توسطِ اس جی می گذره، این روزها هم دقیقاً مثه اون روزای لعنتی که گذشت می گذره ... یادت که نرفته !!؟ باید خیلی فراموش کار باشی که یادت رفته باشه ... کسایی تنهات گذاشتن که فکرشو نمی کردی و کسایی موندن باهات که توقع نداشتی ... "رفیقِ چند سال، دُشمن توو چند روز / غریبه یهو میشه رفیق و...
  • حالم گرفته ست ... (یکشنبه 16 مهر 1396 22:14)
    دست نوشته شماره 112 نوشته شده توسطِ اس جی تقویمی که مو به مو اتفاقات سال گذشته رو توش نوشته بودم پیدا نکردم، راستش الانم خیلی وقت ندارم برای دنبالش گشتن !!! خلاصه دقیق نمی دونم یه سال گذشته یا یکی دو روز بیشتر، شاید یکی دو روز کمتر !!! ولی اون روز رو خیلی خوب یادمه ... سنگینیِ ساکِ لعنتی، بغض، خداحافظی، دیدن اشک ها،...
  • لئو دیگه بزرگ شده (جمعه 13 مرداد 1396 23:11)
    دست نوشته شماره 111 نوشته شده توسطِ اس جی یه سالِ دیگه هم گذشت، چقدر تونستی به چیزایی که می خواستی برسی ؟؟؟ چقدر تونستی معنای واقعی انسان رو بیشتر از قبل درک کنی ؟؟؟ اسمشو نمی خوام بذارم آرزو یا رویا، اسمشو می ذارم هدف، چیزی که با تمامِ وجودت براش تلاش کنی اسمش میشه هدف، نه آرزو ... لئو دیگه بزرگ شده، اون تو سالِ جدید...
  • مثه هر روز تکرار و تکرار ... (شنبه 7 مرداد 1396 00:47)
    دست نوشته شماره 110 نوشته شده توسطِ اس جی مثه غروبِ آفتاب توی طولانی ترین روز ... مثه راهِ بی برگشت ... مثه دو راهی، مثه توهم !!! مثه تاریک ترین صبح، درست مثه صُبحِ تاریک ... مثه روزایی که دیگه تموم شده، حالا مثه روزای جدید !!! مثه عجیب ترین روزا، مثه تکراری ترین روزا ... مثه خستگی، مثه شروعِ این بازی، مثه هر روز...
  • تو اشتباه ترین، اشتباهی ... (شنبه 17 تیر 1396 00:14)
    دست نوشته شماره 109 نوشته شده توسطِ اس جی سخت ترین تصمیم های زندگیت دقیقاً زمانی ازت جواب می خواد که تو اصلاً موقعیتِ تصمیم گیریِ درست نداری !!! مثه این می مونه که تو ناراحتیِ بیش از حد یهو بخوای یه تصمیم بگیری که مطمئناً اون تصمیم چون احساسی هست یه تصمیمِ اشتباهه !!! رفتن، نرفتن !!! رفتن به جایی که می تونی راحت توی...
  • یه سالِ دیگه هم پیرتر شدی (پنج‌شنبه 8 تیر 1396 00:00)
    دست نوشته شماره 108 نوشته شده توسطِ اس جی دو جمله، چهار کلمه : "حلالت کردم، حلام کن" دقیقا وقتی به یه چیزی داری عادت می کنی می خوان که اونو از تو بگیرن، دنیا، آدما ... زندگی همینه دیگه، مگه نه !؟؟ درست می گفت، تو نباید وابسته ی چیز خاصی بشی، مطمئن باش اونو ازت می گیرن، مطمئن باش، امروز نه، فردا ... چیزی توی...
  • پاسخِ خون، خون است ... (شنبه 3 تیر 1396 06:27)
    دست نوشته شماره 107 نوشته شده توسطِ اس جی ای دنیای لعنتی، ای اعرابِ خود را به خواب زده، ای تمامِ کشور های دهان بسته شده با پول، بیدار شوید ... ما فقط خدا را داریم، هر روز ما خانواده ها و انسان هایی را از دست می دهیم ... ما فقط خدا را داریم ... این را در تمامِ دنیا پخش کنید، ما هر روز اینجا شهید می دهیم، آیا ما تروریست...
  • فقر توی سرزمینم پابرجاست ... (سه‌شنبه 2 خرداد 1396 02:25)
    دست نوشته شماره 106 نوشته شده توسطِ اس جی تقریبا دو سال پیش، یعنی خرداد 94، یادته ؟؟؟ "مطمئنم از این زندگی خلاص میشم، مطمئنم ... یه روزی که این پست ها رو بخونم و بگم، یادش بخیر، چه سختی ها که نکشیدیم ... من باجامو دادم، به این دنیای لعنتی تا دلت بخواد باج دادم ولی به آدماش نه !!! می رم، می رم و حقمو می گیرم تا...
  • با تمامِ غروری که داری گاهی ... (جمعه 15 اردیبهشت 1396 23:25)
    دست نوشته شماره 105 نوشته شده توسطِ اس جی نیومدی هزار کیلومتر دورتر از خونه که یه پاتو بندازی روی اون پات و فقط از خدا بخوای همه چی درست بشه !!! نیومدی که این روزا هم مثه روزای گذشته سپری بشه !!! همون روزا که پُر از شکستنِ دل بود، پُر از ضربه ی روحی، پُر از بی پولی، پُر از خورد کردنِ اعتماد به نفست، پُر از دروغ های...
  • عکس ها دروغ اند !!! (جمعه 1 اردیبهشت 1396 11:40)
    دست نوشته شماره 104 نوشته شده توسطِ اس جی بی اهمیت به زندگی، بی اهمیت به عشق !!؟ بی اهمیت به رفت، یا حتی بی اهمیت به برگشت ... بی اهمیت به خنده های اونا، بی اهمیت به اتفاقاتِ اطراف ... بی اهمیت به ماشینِ سیصد میلیونی، بی اهمیت به طبیعتِ رنگارنگ، بی اهمیت به آدمای صد رنگش !!! بی اهمیت به خوردن، بی اهمیت به پول ... بی...
  • آخرِ خط رسیدی ... (جمعه 25 فروردین 1396 23:27)
    دست نوشته شماره 103 نوشته شده توسطِ اس جی "اون موقع جوابِ پیامت رو نمیدم" این یعنی آخرِ خط رسیدی ... یعنی این همه پیشرفت، این همه آرزوهای تحقق یافته، این همه حس های نو و جدید، این همه احترام، این زندگیِ نو همه و همه نمی تونه کمکی توی این یه موضوع به تو بکنه ... تو باید قبول کنی، آخر خط رسیدی ... چقدر می خوای...
  • خب ... سال نو شد !!! (جمعه 11 فروردین 1396 16:07)
    دست نوشته شماره 102 نوشته شده توسطِ اس جی ساک رو ببند !!! باید برگردی ... روزا خیلی سریع تر از اون چیزی که فکر می کنی گذشتن !!! بر می گردیم به یک سالِ قبل همین موقع !!! پر از استرس ... یعنی کجاست ؟؟؟ سخت نیست بیدار موندن تا خودِ صبح ؟؟؟ هوا گرمه یا سرد ؟؟؟ چه مسخره بازی ای بود ... بیخیال ... حتی نمی خوام بهش فکر کنم...
  • خدا همین حوالیه (چهارشنبه 25 اسفند 1395 23:00)
    دست نوشته شماره 101 نوشته شده توسطِ اس جی 1. تو خونه نشستی و پای لپتاپ !!! تو رو یادِ روزای قبل می ندازه که پُر از استرس بود، این بار استرس و فشارِ عصبی با هم می خوان تو رو از پا در بیارن، با اینکه عید هست، تو هر روز به روزی که باید برگردی و سیزده رو توی یک شهرِ دیگه سپری کنی فکر می کنی !!! فرودگاه، به همه گفتی میری...
  • بیشتر از قبل صادقانه رفتار کن (چهارشنبه 4 اسفند 1395 19:18)
    دست نوشته شماره 100 نوشته شده توسطِ اس جی از همه چیِ این شهر بدت میومد !!! از آلودگیش ؟!! از اینکه یه طرف شهر با لوکس ترین زندگی ها طعم زندگی رو نمی تونستن بِچِشَن و از اینکه یه طرف شهر از گرسنگی طعم هیچ چیز رو نمی تونستن بِچِشَن !!! از شلوغی های بی حدش، از آدمای بی رگش ... از قیافه های عجیب غریبش به اسمِ مُد !!! از...
  • تا آخرین نفس بجنگ !!! (شنبه 30 بهمن 1395 00:07)
    دست نوشته شماره 99 نوشته شده توسطِ اس جی عادت کردی !!! بعد از 16 ساعت خواب در 24 ساعتِ گذشته وقتی که رفیقت پاتو تکون میده و ازت میخواد که باهاش بری بیرون، نگاهش میکنی و میگی حس ندارم ... یادِ اون روزایی که حسِ بلند شدن نداشتی ... یادِ اون روزا بخیر !!! دلت میخواد یه قرص بندازی بالا و بخوابی و بخوابی و بخوابی ... یادش...
  • 13 (جمعه 22 بهمن 1395 21:16)
    دست نوشته شماره 98 نوشته شده توسطِ اس جی به دور از هر حاشیه ای !!! دیگه کسی نیست باهاش سر اعتقاداتت بحث کنی، دیگه دوری از هر گونه بحث سرِ مشکلاتِ کوچکِ کسایی که مشکلاتِ بزرگِ تو واسشون کوچکترین ارزشی نداشت !!! دور از حرفای پشتِ سرت، دور از توهین های شخص به همسرش !!! دور از بچه بازی های یه جوونِ 23 ساله !!! دور از...
  • می تونم دعوت نامه اتون رو ببینم ؟ (پنج‌شنبه 23 دی 1395 00:30)
    دست نوشته شماره 97 نوشته شده توسطِ اس جی خب که چی !!؟؟ نمی خوای باور کنی ؟! هم کلاسی هات یکی یکی دارن بچه میارن و از شکم های گُنده اشون عکس می ذارن تو هم توی آیینه هر روز به یه لاخ از موهای جلوی سرت که سفید شده خیره میشی و لبخند می زنی !؟ کجایی ؟! معلوم هست ؟!؟ حواست هست داری چیکار می کنی !؟ می دونی واسه این روزا چقدر...
  • یادم میره مرگ هم هست ! (پنج‌شنبه 27 آبان 1395 21:00)
    دست نوشته شماره 96 نوشته شده توسط اس جی وقتی همه چی طبق خواسته ی تو داره پیش میره، باید به یه جای داستان شک کنی !!! این روزا کم میشه اینطوری شرایط واسه یکی رقم بخوره ... نمی دونم !!! اما خدا منو ببخشه، بنده ی خدا که عددی نیست !!! وجدان که داشته باشی، از همه چی می ترسی، حقی رو پامال نکنی، کسی رو از خودت ناراحت نکنی ......
  • قهوه های واقعی همشون تلخ اند (جمعه 7 آبان 1395 15:14)
    دست نوشته شماره 95 نوشته شده توسط اس جی هــــی !!! باورت نمیشه، الان که دیگه باید خوشحال باشی و سرشار از اعتماد به نفس، اما ... هنوزم یه چیزی رو تو وجودت کم می بینی، هنوزم حس می کنی کامل نیستی و سخته اینطوری ادامه دادن !!! نمیدونم، چرا !!! با گذشتِ نزدیکِ 9 ماه، تو هنوزم با یک آهنگ یادِ گذشته میفتی : صبح بود گیج بودم،...
  • میشه شهید مُرد ... (جمعه 9 مهر 1395 22:35)
    دست نوشته شماره 94 نوشته شده توسطِ اس جی بذار حساب کنم !!! خب، آره دیگه، اگر این دست نوشت رو فقط 5 روزِ دیگه می نوشتم، دقیقا می شد، 9 ماه !!! 9 ماه از آخرین دست نوشته ی من میگذره و من بنا به دلایلی که خارج از کنترل بود نمی تونستم دست نوشته بذارم ... 9 ماه !!! مثه انتظارِ یه مادر برای به دنیا اومدنِ بچه اش ... کم نیست...
  • گاهی زمان دیر می گذره ! (دوشنبه 14 دی 1394 09:02)
  • رفتم ... (سه‌شنبه 1 دی 1394 14:42)
    دست نوشته شماره 92 نوشته شده توسطِ اس جی "نزدیک است ... همین روز ها ... خواهم رفت ..." وقتی اینو نوشتم چسبوندم به دیوارِ پروفایلم، کسی باورش نمیشد !! خیال کردند مثه هزاران نفری که شکستِ عشقی خوردن و عکسِ پروفایلشون رو قلبِ شکسته می ذارن، منم اونجوری شدم !!! نه بابا، بحث شکستِ عشقی نبود برادرِ من ... خیلی ها...
  • بی دینی این روزا مُد شده !! (چهارشنبه 18 آذر 1394 20:40)
    دست نوشته شماره 91 نوشته شده توسطِ اس جی مُد شده !! بعضی از ما ها هم که شدید دنبالِ مُد هستیم، روزای سال رو می شمریم تا برسیم به سالِ بعد و ببینیم چه رنگی رو مُد می کنند و ما هم عینِ یه غلامِ حلقه به گوش نوکریِ این فلسفه ی مُد رو می کنیم، اصلا هم کاری نداریم چی خوبه، چی بد !! چشم به دستِ چپُ راستِ فلان بازیگر می دوزیم...
  • 90 (دوشنبه 9 آذر 1394 22:58)
    دست نوشته شماره 90 نوشته شده توسطِ اس جی دوشنبه، 90، عادل !! این سه تا که میاد کنارِ هم منو میخکوب می کنه پای تلویزیون !! یعنی اون روز اگر سخت ترین روزِ زندگیم هم که باشه، یهو قبل از این برنامه همه چی رو از ذهنم پاک می کنم و می شینم عادل ترین عادلِ روی کره ی زمین رو تماشا می کنم !! فوتبالی هستم ها، ولی 90 دیدن اصلا...
( تعداد کل: 195 )
 1   2   3   4   5   ...   7  <<