X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
لطفا از آدرسِ SJ69.IR استفاده کنید... ممنون...

الف دال میم !!

شنبه 26 اردیبهشت 1394 ساعت 01:43

دست نوشته شماره 82

نوشته شده توسطِ اس جی



آره !! آدما تو رو یادشون میره، هر چی هم بگن نه، بازم دروغ گفتن، چه بفهمی، چه نفهمی، چه بدونی، چه ندونی، چه بخوایُ چه نه، اونا تو رو خیلی زود یادشون میره، اونوقت تو می مونیُ کلی یادگاری ازشون !!! نظرِ منو می خوای، همشون رو بسوزون، اون یادگاری ها تو رو دائم یادِ کسی می ندازه که دیگه واسش مهم نیستی، یادگاری میخوای چیکار ؟؟ می خوای یه گوشه غم بغل کنی که چی ؟؟ تهش همینه !!! یکی با رفتنش، یکی هم با مُردنش، دنیا قرار نیست جاودانه باشه، تهش میمیرم، میمیری، میمیرد !!! خواهیم مُرد، هممون، صد سال دیگه، اونم نهایت صد سال دیگه، نه من هستم نه کسایی که الان دورمم، لابد غذای یه سری کرم و مورچه ی گشنه شدیم که سرِ چشمامون با هم دعوا می کنن !!! پس نباش به فکرِ کسی که به فکرت نیست ؟؟ آتیش بزن هر چی ازش یادگاری داری، تو الان یه آدمِ جدیدی، بساز خودتو لعنتی، تو یه موقعی تو رویاهات می خواستی دنیا رو عوض کنی !! مرد می خواد ... مرد می خواد حتی یه تغییرِ کوچیک تو دنیا بده، مرد می خواد !! تو مَردی ؟؟ ثابتش کن ... خودت که نمی مونی، بذار طرزِ فکرت سال ها بمونه، بذار با یادِ تو زندگی کنن، بذار هک بشی تو ذهنِ تکِ تکِ اونایی که الان تو رو به آدمِ عادی می بینن !! بهشون ثابت کن، تو فرق داری ...

همه ی اینا که گفتم من نبودم ها، منم یادگاری دارم از خیلی ها، از یه رفیق، از این، از اون، ولی خب تمامِ حرفم خودم نبودم ... راستش ما آدما گاهی یادمون میره، واقعا یادمون میره، یه جوری سگ دو می زنیم دنبالِ پول، یه جوری چشمُ هم چشمی می کنیم، یه جوری چشمامون رو دنبالِ ماشینِ مدل بالایی که از کنارمون رد میشه کِش می دیم و خلاصه یه جوری زندگی می کنیم که انگار قراره هزار سال زنده باشیم و شایدم بیشتر !!! تهش خوراکِ موریانه ها می شیم و اصلا هم حواسمون به کارامون نیست، به دل شکستن ها، به کلاه گذاشتن سرِ این و اون ها، به کارای زشتی که باعثِ ناراحتیِ یک یا شاید حتی یک قشرِ بزرگ میشه فکر  نمی کنیم، فکر به هیچی نمی کنیم !! گاهی که با فوتِ اقوامِ دور یا نزدیک سر از قبرستون در میارم، حالُ هوام تا چند روزی عوض میشه !! چون خیلی خوب یادم میاره که آخرِ هممون کجاست ... خوب که بشینی فکر کنی، می فهمی که باید عاشقانه زیست ... باید عاشق بود ... نه فقط عشق به جنسِ مخالف !! عشق به زندگی ... عشق به مادر، به پدر !! عشق به زندگی ... حتی اگر خدا رو از همه بیشتر دوست داری، عاشقانه بندگیش رو بکن ... یادت نره، دنیا که میگن دو روزه، واقعا دو روزه و خیلی زود، خیلی، خیلی زود قراره ترکش کنی ... ترکش می کنی و اونوقت اگر همینی باشی که الان هستی، بازی رو باختی ... برنده اونیه که با اومدنش تو دنیا تغییراتِ خوبی توش داده باشه ... تهش یه کالبد نیای و یک کالبد بری !!! تهش آدم از دنیا بری ... الف دال میم !! شاید هر کسی تعریفای مختلفی از آدم بودن داشته باشه، اما اگه هنوز یه ذره از انسانیت تو وجودمون باشه می تونیم آدم بودن رو تعریف کنیم ... فراموش نکن، آدم بودن هم خیلی سخته، هنوز کار داریم تا آدم بشیم ... زنده باد اونایی که آدم از دنیا رفتن ... نمونه اش پدر بزرگِ خودم که راستش این روزا خیلی دلم واسش تنگ شده، دوست داشتم بازم اون شوخی های بامزه اشو می دیدم، اون لبخند های شیرینش که واقعا دوست داشتنی بود ... حیف شد، بعضی ها لیاقته اینو دارن که هزار سال تو این دنیا بمونن، به سلامتیت بابا ...