X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
لطفا از آدرسِ SJ69.IR استفاده کنید... ممنون...

فراموش کن، فراموش می کنم ...

دوشنبه 31 فروردین 1394 ساعت 00:42

دست نوشته شماره 81

نوشته شده توسطِ اس جی



خدا، خدا، خدا !!! یعنی تا که کم میاریم گردنو چرخ می دیم سمته آسمون که ای خدا این چه وضعشه ؟؟ ای خدا واسه چی زندگیم اینطوری شد ؟؟ ای خدا !! کاری به بعضی ها که به حق از خدا گله دارن، ندارم، ولی اون بعضی های دیگه که خیلی هم تعدادشون زیاده باید دقت داشته باشند خدا رو قاطیِ همه ی مسائل نباید کرد، من از خودم شروع می کنم ها، منم خیلی وقت پیش ها تا یه چیزی، یه مشکلی، یه دردی پیش میومد از خدا گله می کردم که ای بابا چرا من ؟؟؟ اما هیچکس نمی تونه بفهمه که بابا دردش خیلی بیشتره وقتی تو بفهمی، همه ی این مشکلات تقصیرِ شخصِ شخیصه خودت بوده، نباید اشتباهاتِ خودت رو گردنه خدا بندازی آخه !! نمی گم ازش نخواه، بخواه، بگو من اشتباه کردم و حالا می خوام جبران کنم، اینطوری به دلِ خدا هم بیشتر می شینه ... نمی دونم !! حداقلش واسه من اینطوری بوده ...

خب یک ماهِ دیگه هم گذشت !! بذار حساب کنم، تقریبا، آره دیگه، یه چیزی تو مایه های 4 ماهه دیگه مونده، بالاخره تموم میشه، البته در حقیقت شروع میشه !! خخخخ ... شروع که بشه، یه سری چیزا تموم میشه !! یعنی خدایی انقدر که من توی این وبلاگ مبهم حرف می زنم، هیچکس نمی زنه !! ولی چاره ای نیست ... باید احتیاط کرد بالاخره !!!

روزا بد یا خوب داره می گذره، یعنی باید کاری کنی که فقط بگذره !! اصلا هم به چیزی فکر نکن، ولی هیچوقت دست از تلاش بر ندار ... منم روزام داره یکی یکی میره، با تو، بی تو، با ترس، بی ترس، با عشق، بی عشق، با پول، بی پول، با خدا، اما کاش نباشه بی خدا !! خدا رو که بتونی تو زندگی حسش کنی، خیلی حسِ خوبی داره، خیلی ها خدا رو می خوان تا مشکلاتشون رو حل کنه، یعنی دائم از خدا می خوان که مشکلشون حل بشه، ولی من شخصا نظرم اینه، خدا رو تو زندگیت حسش کن، نه واسه اینکه زودتر مشکلاتت حل بشه، نه واسه اینکه زودتر همه چی درست بشه و تو به پولِ بیشتر برسی ... خدا رو واسه خدا بودنش بخواه و خودت، یه فکری به حالِ مشکلاتت بکن ...

خب دیگه زیادی که از خدا حرف بزنم باز یکی میاد میگه ریا کردی !! یادمه یه بار تو ماه رمضونِ دو سه سال پیش پست گذاشتم که چون ماه رمضونه نمی تونم باشگاه برم، آخه قبل از افطار که جونش رو ندارم، بعد از افطار هم سنگینم نمیشه، بعد طرف اومد گفت ریاکار چرا میگی روزه می گیری ؟؟؟ یعنی خدایی طرف تو رسانه ی ملی ریا کاری میکنه در حدِ لالیگا هیچکس هیچی بهش نمیگه، بعد من توی وبلاگم تازه یه جوری گفتم که اصلا اسمِ روزه رو نبردم، ولی طرف اومد فحشمونم داد !! حالا بگذریم ... می ذاریم کلا بگذره !!!

خب حالا که گذاشتیم بگذره، می خوام از آدمای جدید تو زندگیم بگم، می دونین، خودم یه جمله دارم که همیشه به بعضی ها می گم، اینه که "آدم تو زندگی باید گاهی به آدم هایی که از کنارشون رد می شن بیشتر توجه کنه، چون شاید قرار باشه دیگه هیچوقت نبینیش، اونوقت باید همیشه حسرتشو بخوری" البته یه جمله نبود، یک سری جمله بود !! 

خلاصه، منظورم اینه که آدمای جدید هم همین اند، من همیشه سعی می کنم با آدمای جدید تو زندگیم برخورد کنم، آدمای جدید زندگیت رو از حالتِ یکنواختی در میارن، با اینکه عاشقه ثبات هستم، ولی گاهی باید دوستای جدید جای دوستای قدیمی ای رو بگیرن که رنگی از مرام و معرفت ندیدن، گاهی باید یه سری ها رو از زندگیت حذف کنی، مخصوصا که خودشون هم هر روز با چشماشون بهت میگن که بابا منو حذف کن !! کافیه یه خطِ قرمز بکشی دورش و واسه همیشه باهاش خداحافظی کنی، آدمای جدید جاشون رو می گیرن ... بحث سرِ اینکه اون بد بود و من خوب نیست، بحث سر اینه که اخلاقِ ما به هم نمی خوره، یعنی من رفیقی رو می خوام تو زندگیم که منو به غریبه ترجیح بده، می خوام حداقل اگه می خواد منو بفروشه به قیمتِ بالایی بفروشه، نه به یه ... بیخیال !! حرف زدن راجع به این مساله فایده ای نداره ... دیگه فراموش کردم، باید هم فراموش کرد اونی رو که فراموشت میکنه ! پس فراموش کن، فراموش می کنم ... آره، منتظرت نمی مونم و فراموشت می کنم، خداحافظ رفیق !!