X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
لطفا از آدرسِ SJ69.IR استفاده کنید... ممنون...

باید گذشت داشت، گذشت !!!

شنبه 1 فروردین 1394 ساعت 02:15

دست نوشته شماره 79

نوشته شده توسطِ اس جی



میگن سال داره نو میشه !!! به به !!! بوس بده، بوس کنیم !! واسه دقایقی یا حالا ساعاتی، اصلا چون شمایین چند روزی حسِ نو داریم و الکی خوش می شیم ولی بازم همون آش و همون کاسه !! لعنتی ... بدم میاد درک نمی کنن !! تا چیزی می گی هم یه چی دیگه برداشت میشه ... از دید و بازدید های مسخره ی نوروز بدم میاد، نمی تونم درک کنم که یه قیافه رو چند بار در 13 روزِ عید ببینم ... سالِ بعد همین موقع شاید تو این شهر نباشم، شهر رو واسه بعضی چیزاش دوست دارم، ولی واسه بعضی چیزاش هم نه !!!

همه میگن وقتی عید میشه باید فراموش کرد، باید بخشید، باید گذشت داشت، گذشت !!! نه، قبول ندارم ... چرا واسه یه تحویلِ سال که فقط و فقط واسه این ساخته شده که بشه یه چیزی به نامِ تاریخ وجود داشته باشه، همه چی رو بخشید ؟؟ طرف خونت رو کرده تو شیشه، طرف زندگیت رو داغون کرده، وای حالا چون سال نو شده، دیگه بای بای کینه !! نمی گم آدمِ کینه ای هستم، ولی هستم !!! خب مگه چیه ؟؟ صادق باشی بهتر از این نیست دم از چیزی بزنی که نیستی ؟؟؟ بگی من فلانم، من خیلی خوبم، من اصلا اینطوری نیستم، من از آسمون افتادم !!! نه ... من با خودم صادق ام ... یادم میاد چند بار تو بچگی واسه اینکه صداقت به خرج دادم بهم یه کمک هایی شد، مثلا یه کارِ اشتباه رو کرده بودم و به بابام می گفتم، اینطوری باعث شده بود دیگه حرفمو باور می کردن، از دروغ گفتن متنفرم، از دورغ شنیدن بیشتر ... خب حالا بگذریم ... عید است باید گذشت !!!!

خب می گذریم از این سالِ 93 که پر از گرفتاری بود، می گذریم از فروردین ماه که واسم یک سفرِ به کیش رو به همراه داشت و کلی خاطره، یک رفیقِ با معرفت و باحال، با محیطِ جدید ... می گذریم از اردیبهشتش که فقط و فقط چشم دوخته بودم به تیتر روزنامه واسه خبری که منتظرش بودم ... می گذریم از خرداد ماهش که باز هم چشم از روزنامه بر نداشتم و فقط و فقط دل تو دلم نبود و پر از استرس بودم !!! می گذریم از تیر ماه که همراه با خبرِ خوش بود و بالاخره تیترِ روزنامه جواب داد !!! می گذریم از مرداد ماه که بازم از تولدی که بدم میومد سرم اومد !!! می گذریم از شهریوری که خبرِ خوشِ تیر رو زهر کرد بهم !! می گذریم از مهر که باز یک خبرِ خوش داشتم !! می گذریم از آبان که همون خبرِ خوش خراب شده بود و دپرس شده بودم که یک خبرِ خیلی خیلی خوش تر بهم رسید !! می گذریم از آذر ماه که شروع کرده بودم پیشرفت به سوی هدفی که داشتم رو ... می گذریم از دی ماه که خیالم از خودم، از هدفم و آینده ام راحت تر شده بود ... می گذریم از بهمن ماه، که بازم یه محیطِ تازه رو حس کردم و می گذریم از اسفند که یک حسِ تازه رو احساس کردم ...

24 سال امین عیدی هست که من توی این دنیا هستم و دارم نوروز رو می بینم، هیچوقت حسِ خوبی بهش نداشتم و فقط و فقط حسم واس خاطرِ تعطیلی هاش بوده !!! تعطیلی های عید که باعث می شد خیلی خیلی بهم خوش بگذره ... پیک های لعنتیِ مدرسه رو هیچوقت یادم نمیره که روزِ 13 عید تازه شروع می کردم به پر کردنش ...

می خوام شکر کنم خدا رو ... خدا رو شکر می کنم، پدری دارم که روشنفکر بوده و هست و ازش خیلی چیزا یاد گرفتم، خدا رو شکر می کنم سایه ی مادر بالای سرم بوده و هست، خدا رو شکر می کنم واسه داشتنِ خواهر، شاید برادر ... خدا رو شکر واسه سالِ 93 که دقیقا از اولش سگ دو زدم واسه هدفم و تازه تقریبا دارم بهش می رسم، ولی خب خدا رو شکر !! خدا رو شکر می کنم نه واسه کارایی که واسم کرده این بار واسه خدا بودنش ... خدا رو شکر می کنم در آخر، که پدرم بهم یاد داد باید با خرافات جنگید و من هم خواهم جنگید تا روزی که مردمم از جهل تهی باشند ...

امسال کمتر از هر سالی به عید و نوروز حس دارم، ولی خب بازم نمیشه تبریک نگفت، ضایع ست، حرف در میارن ... پس بگم ؟؟ بگم ؟؟؟ خب می گم ... سالِ 94 رو به همه ی ایرانیان تبریک میگم ...

همین الان هم تلویزیون اعلام کرد، سال تحویل شد !! چه با نمک ... ملت همه نشستند که تحویل شه، خب شد !! دیگه حله ؟؟؟ بریم بخوابیم ؟؟؟ من که به عشقه یه چی دیگه اش بیدارم موندم، وگرنه عمرا از خوابم می زدم واسه تحویلِ سال !!! که چی بشه ؟؟؟ خب دیگه ... من برم تلویزیون سخنرانی ببینم که واسش بیدار موندم ...


نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نظر شما
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد