X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
لطفا از آدرسِ SJ69.IR استفاده کنید... ممنون...

I have to ...

پنج‌شنبه 15 آبان 1393 ساعت 20:53

دست نوشته شماره 73

نوشته شده توسطِ اس جی



بعضی وقت ها تو زندگی مجبوری ... مجبور میشی به کاری که دوسش نداری یا شاید بدتر از اون انجام دادنش واست بشه یه عذاب !! درست مثه جمله ی کلیشه ایه اکثرِ فیلم و سریال های آمریکایی که میگه I have to ... مجبورم ! مجبور میشی به کاری که دوسش نداری ... مجبوری بری سربازی چون اگه نری هیچ کاری نمی تونی انجام بدی، حتی گواهینامه ی رانندگیت بعد از مدت اعتبارش می سوزه ! مجبوری تنها باشی، چون کسی نیست که بتونی باهاش تنهایی های خودتُ قسمت کنی ... مجبوری عاشق نشی، چون آخرِ عشق معلومه ! مجبوری گریه نکنی، چون مَردی ... مجبوری بلند بلند نخندی، چون زَنی !! مجبوری از کوچه های شلوغ تر بری هر چند راهت دورتر بشه، چون این روزا فشار اقتصادی باعث شد کارهای کاذبی مثه خفت گیری به جمع کارهای کاذبِ قبلی اضافه بشه !! مجبوری وقتی شب میشه بخوابی با اینکه می دونی عاشقِ شب و تاریکیُ ماهِ تو آسمونش هستی ... مجبوری صبح بیدار شی و دوباره لا به لای ورق های روزنامه دنبالِ کار بگردی چون بیکاری ... مجبوری مجرد بمونی، چون سنِ ازدواج بالا رفته و هم خودت راضی نیستی یکی رو بدبخت کنی و هم کسی راضی نیست دخترش رو به تویِ بدبخت بده !! مجبوری تو جمع هایی بری که می دونی از تک تکِ آدماش متنفری ولی راهی واست نمونده !! مجبوری دلنوشت بنویسی چون دلت شدید گرفته !! مجبوری دانشگاه بری، چون دلت نمی خواد فردا بهت بگن دیپلم داره، هرچند می دونی درس خوندن یعنی فقط سرِ خودت رو گرم کردن !!! مجبوری تفریح نکنی چون یا تفریحات ماله بچه پولداراست، یا یه عواملِ دیگه نمی ذاره که تفریح کنی !!! مجبوری خیلی از کارایی رو انجام بدی که می دونی، عمرا دلت بخواد انجامش بدی !! ولی مجبوری ... 

حالا یه سری هستن خودشون رو گول می زنن و همه ی این مجبوری ها رو طوری توصیف می کنن که نه، ما مجبور نیستیم که بابا، ما با عشق اینکارا رو می کنیم، اما من از اوناش نیستم !! من خودم رو گول نمی زنم، سینه سپر می کنم، سر بالا نگه می دارم و می گم، مجبورم، وقتی راهی واسم نمونده، مجبورم کاری رو بکنم که دوست ندارم ... پس لطفا، زندگیِ سختِ منو سخت ترش نکنید، تا مجبور به کاری نشم که دوسش ندارم !!!