X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
لطفا از آدرسِ SJ69.IR استفاده کنید... ممنون...

علی سورنا - با من قدم بزن

سه‌شنبه 13 اسفند 1392 ساعت 22:20

من علی سورنا رو از اولین آهنگایی که خوند می شناسم ... همیشه ، هم توی این وبلاگ ، هم توی رفیقا گفتم که کارش درسته ... این آلبومِ جدیدش خداست ... اِنقدر فوق العاده بوده که من الان یکی دو هفته روی تک تکِ آهنگاش قفلم!! اصلا واسه گذاشتنِ آهنگش توی وبلاگ موندم اول کدومش رو بذارم؟!! همه ی آهنگای آلبوم واقعا قشنگه ... بعد از این آلبوم خیلی ها نظرشون راجع به علی سورنا عوض شد و من خوشحالم بالاخره صداش به آدمای بیشتری رسید ... شعر های آلبوم واقعا معرکه ست ... فعلا این آهنگش رو واسه دانلود گذاشتم کسایی که نشنیدن حتما دانلود کنن ...


آهنگِ فوق العاده زیبای علی سورنا به نامِ با من قدم بزن از آلبومِ آوار ... دانلود کنید و لذت ببرید + به همراهِ شعرِ آهنگ





از مدیا فایر (MediaFire) دانلود کنید :









تکست (شعر) آهنگ :



با من قدم بزن با هر دردی که همراته

محکم به اندازه ی لبخندی که فریادِ

آرومِ زیر خاکستر

با من قدم بزن امشب با هر چی که تو دستاته

هر کفشی که تو پاته

با من قدم بزن من هوای تو رو نفس میکشم

دست بیار به سمتم از کُلِ دنیا دست میکشم

دلیلِ بیداریِ توی شبهای منن روزای تو

حرفه ای ترین قابِ بسته روی لب های منن گوشای تو

با من قدم بزن رفتن تقدیرِ پاهاته

سکون مرگ انسان بودنه حرکت دلیله آغازه

یا آیینه رو بشکن یا فکرارُ ازش بکن با احساس و قدم

امشب با من قدم بزن امشب باش

با من بیا به حرمتِ صدا و خوندن

از خونُ بودنُ غرورُ موندن

از جون تو راه هایی که پُرِ غربت بود

عابر شدن چه جرات بود بالا رفتن رویا بود

زمین نخوردن قدرت بود زمین نخوردیم

با من بیا به حرمتِ نگاهِ ، هنرمندی که رنجی نداشت رنجیدنش

واست ندیدی جنگیدنش رو ندیدی ترسیدنش رو

ندیدی شاید یه روزی فهمیدیش

شاید یه روزی فهمیدمش


شاید یه روزی فهمیدمش

شاید یه روزی فهمیدمش

شاید یه روزی فهمیدیش


شاید یه روزی فهمیدیش

شاید یه روزی فهمیدیش

شاید یه روزی فهمیدمش


باهام بیا تا نخشکه اونچه کاشتیم هنوز نمرده

کسی دیگه نپرسه

میتوم بپرسم به حرمتِ اون هنرمند که از ترس نمرده

شاید اصلا نبرده ولی برچسب نخورده

بیا حتی اگه دوره اگه سرت رو تنت مغروره

شب قدم بزن از جونت اگه شب قدم زدن ممنوعه

تو راهی که آروم نمیشد هیچی بهتر از قانون نمیشد

بیا به حرمته له کردن قانونی که به قانون نمیخورد

با من قدم بزن من هوای تو رو نفس میکشم

دست بیار به سمتم از همه دنیا دست میکشم

دلیل بیداریِ توی شبهای منن روزای تو

حرفه ای ترن قاب بسته روی لب های منن گوشای تو

با من قدم بزن محدودیت دیدته

نه کشور نه دینته نه کله سرزمینته

وقتی چشات خوب ببینه

کسی نمیتونه چوب بچینه

تو چرخه چرخ بزن تو چرخه چرخ بزن

با من بیا به حرمتِ سنگایی که هست دور پامون

اون دیدنی که هست تو چشامون

به حرمتِ دشمنامون

آزاد بودنو حس کنیم

یه قطره بسه از کُلِ بارون

به حرمتِ تفاوتِ نگاهِ ما با هم دوره هامون


آزاد بودنو حس کنیم

آزاد بودنو حس کنیم

آزاد بودنو حس کنیم


آزاد بودنو حس کنیم

آزاد بودنو حس کنیم

آزاد بودنو حس کنیم