X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان
لطفا از آدرسِ SJ69.IR استفاده کنید... ممنون...

وقتی دلت میگیره...

شنبه 19 بهمن 1392 ساعت 16:20

دلنوشت شماره 36

نوشته شده توسطِ اس جی





وقتی دلت میگیره... از اینکه خواستی آنهایی که خواستنِ تو را انکار میکنند... از اینکه کمک کردی آنهایی را که که کمکی نکردند... از اینکه فکر میکردی حداقل آنها با تو خواهند بود اما آنها هم تو را از خودشان نمی دانند!! شرم بر تو باد... وقتی دلت میگیره... چه باید کرد؟ چه می شود کرد؟؟ وقتی دلت میگیره... از اینکه از تو نپرسیدند آیا می خواهی پا به این دنیا بگذاری یا نه؟ جوابم صد بار نه بود... از اینکه از مرگِ خودت نترسی ولی نگرانِ اطرافیانت باشی... وقتی دلت میگیره... وقتی می دونی همه چی داره به انتها می رسه... وقتی درک خواستی و آنها ترک کردند تو را... وقتی کام گرفتن از این سیگارِ لعنتی شده تنها تفریحِ تو... تنها دلخوشی ات... دلت میگیره وقتی این همه بی لطفی می بینی... وقتی همیشه تا میانه ی راه می روی ولی قله را فتح نمی کنی... وقتی دوست دخترت هم نمی تواند تو را ترک دهد... وقتی همه می کشیم تو از من ، من از سیگارم... وقتی دلم تنگ است... وقتی می خواهم باشم اما نیستم... وقتی هستم آنجا که نباید باشم... وقتی افکارت را بشنوند ، می گویند افسرده است... وقتی دلت یک اتاقِ تنگ و تاریک می خواهد... نه افسرده ام ، نه ناراحت... فقط بیرون از اینجا خبری نیست... وقتی دلت میگیره... از همه که نه... وقتی اوجِ لذتِ تو ، لذتِ دقیقه ای کسی باشد... وقتی... وقتی دلت میگیره...